محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
245
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
كه شاهد رواج فساد بر زمين بود و پس از آن كه خلافت بر او عرضه گشت ، بر خود واجب ديد كه خلافت را پذيرفته ، برخيزد و فاسدان را بازداشته و به دفاع از منافع مسلمانان همت گمارد . ( و ما أخذ اللّه على العلماء ألّا يقارّوا على كظّة ظالم و لا سغب مظلوم ) پس از آن كه امام عليه السّلام ، برخورد با زشتى و حرام را ضرورى و بلكه در صورت وجود ياران و طرفدارانى براى آن ، ضرورى مىشمارد ، به دليل قاطع خويش نيز اشاره مىكند و آن ، پيمان و عهدى است كه خداوند از دانشمندان گرفته تا مظلوم را يار و ظالم را دشمن باشند . . . عبارت « كظّة ظالم » به معناى پرخورى و رودل كردن ظالم است كه در اين جا كنايه از زيادهروى او در تجاوز و طغيانگرى است و در مقابل آن ، « سغب مظلوم » نيز به معناى گرسنگى و بيچارگى مظلوم است . در همين مضمون ، بيت شعرى سروده شده : « آن شخص در حالى كه خود را از پرخورى مداوا مىكند ، آن چه شكم تهى جمع كرده ، غارت مىكند . » « 1 » هدف ، وسيله را توجيه مىكند ! ( لألقيت حبلها على غاربها و لسقيت آخرها بكأس أوّلها و لألفيتم دنياكم هذه أزهد عندي من عفطة عنز ) ضمير در « حبلها ، غاربها ، آخرها ، اولها » به خلافت برمىگردد و اين جملات بر اين معنا اشاره دارند كه اگر خداوند ، برخورد با منكر را بر امام عليه السّلام ، پس از عهدهدارى خلافت واجب نمىساخت ، موضعش
--> ( 1 ) . غريب الحديث ، ابن قتيبه : 1 / 293 ؛ مختار الصحاح : 1 / 22 .